![]() جهت خواندن کل مطلب ادامه را انتخاب نمایید.... ادامه مطلب + نوشته شده توسط (بنیامین)MBA_CO در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت
1:20 بعد از ظهر |
![]() ادامه جهت خواندن کل مطلب انتخاب نمایید.... ادامه مطلب + نوشته شده توسط (بنیامین)MBA_CO در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت
1:15 بعد از ظهر |
ادامه جهت خواندن کل مطلب انتخاب نمایید.... ادامه مطلب + نوشته شده توسط (بنیامین)MBA_CO در جمعه دوم اسفند 1387 و ساعت
1:2 بعد از ظهر |
o معماری به سیاق حسن کچل!
ما ]در دهه چهل[ در شرایطی کار میکردیم که هر موضوع جدیدی جلب نظر میکرد و بلافاصله، بدون تأمل، برای یک مصرف غلط به کار گرفته میشد. وضعیتی شبیه وضعیت حسن کچل پیدا کرده بودیم. حسن کچل زن میخواهد، اما برای زن گرفتن به محیط خود، به عرف و آداب خود رجوع نمیکند. کلاه را بر سر میگذارد، نامرئی میشود و میرود دنبال دختر پادشاه، اما کتک میخورد، دختر پادشاه را به دست نمیآورد و کلاه میراث پدر را هم از دست میدهد. ما هم به سیاق حسن کچل، دنبال عقل جدید راه افتاده بودیم، بعد از یک دوره طولانی انزوا و جدایی از جهان، یکباره تصمیم گرفته بودیم به جلو حرکت کنیم، بیآنکه اسباب حرکت را داشته باشیم. عرف ما، یعنی عقل چکشخورده هم عقل 400 سال پیش بود: کارآمد نبود ـ چه در معماری، چه در آییننامه زندگی. به همین دلیل کسی به آن مراجعه نمیکرد و همه به سرعت نیازمند عقل جدید شده بودند؛ عقلی که باید آرامآرام در طول زمان به عرف تبدیل میشد. آنچه در غرب ساخته شده بود، نمیتوانست خلقالساعه در اینجا هم ساخته شود. اما ما در این مهلکه افتاده بودیم که خودمان عقل کنیم، چه جور عقلی؟ مثل حسن کچل. مابهازای آنچه را میدیدیم، در جای غلط به کار میبردیم و طبعاً جز خطاکاری نمیکردیم. مردم چیز جدید میخواستند، آن خشتها، آن جرزها را نمیخواستند.
ما فقط مابهازای آنچه را در غرب دیدیم، ساختیم. میخواستیم از آن کوچههای تنگ و تاریک شهر یک طبقه، از سوراخسنبهها بیرون بیاییم و به هوس افتادیم هرجا که میسازیم، چشمانداز داشته باشد، پس همه جا را پنجره کردیم، رو به چشمانداز و ناچار جلو همه پنجرهها پرده کشیدیم. ما که در اتاقهای کوچک زندگی میکردیم، صاحب پول که شدیم، سالنهای 15 در 18 ساختیم، سالنهای بیخاصیت و بیمعنا، چون نه صاحبکار میدانست چه میخواهد، نه ما میدانستیم. از اتاقهای تو در تو بیرون آمده بودیم و همه را از هم جدا کردیم، با فاصلههای زیاد. بزرگی خود امری جدید بود و ما جدید میخواستیم.
گفتگو با مهندس مهدی علیزاده: فصلنامه آبادی، شماره 21، تابستان 1375، صفحات 99-100
+ نوشته شده توسط (بنیامین)MBA_CO در سه شنبه یکم آبان 1386 و ساعت
8:58 قبل از ظهر |
بازخوانی کتاب «معماری و اندیشه نقادانه» ـ 5
Architectural Criticism ?Who is Critic Book Review: Architecture and Critical Imagination - 5 یک منتقد با استفاده از معیارها و اصول درونی خویش و نیز درک خاصی که از نقش خود دارد، به بررسی پدیده مورد نقد میپردازد. بر این اساس، هر یک از منتقدان در نقد و نقادی خویش، از یک دیدگاه و برداشت کلی یا مجموعهای از ادراکات و تلقیهای شخصی گوناگون برخوردار هستند که به کار هر یک از آنان، شکل و رنگ و بوی خاص بخشیده و حتی گاه باعث محدودیت آنها نیز شده است. بیشک آنچه گفتگوهای نقادانه را به بحث و جدلهای دائمی و غیر قابل اجتناب تبدیل میکند، همین اختلاف دیدگاهها و اصول هر یک از منتقدان است. ادامه جهت خواندن کل مطلب انتخاب نمایید.... ادامه مطلب + نوشته شده توسط (بنیامین)MBA_CO در سه شنبه یکم آبان 1386 و ساعت
8:56 قبل از ظهر |
در معماری برای تاكید بیشتر بر روی برخی از بخشهای نما میتوان از نور طبیعی بهره جست بدین گونه كه با ایجاد برآمدگیها و فرورفتگیهایی بر روی محل مورد نظر، سایههایی در بخشهایی از نما ایجاد نمود كه تاكیدی بر روی بخش مذكور باشند.
برای مثال به منظور كشیدهتر نمایش دادن ارتفاع یك حجم میتوان با ایجاد برآمدگیهایی باریك و بلند سایههای عمود و طویل ایجاد كرد تا نما كشیدهتر به نظر آید و یا اینكه برای نمایش بخشهای شاخص بنا همانند ورودیها میتوان با ایجاد حفرههایی عمیق بر روی حجم، بخشهای مورد نظر را با سایه مشخص نمود. از روشهای دیگری كه كاربرد پوشاندن سطوح یكپارچه نما با عناصر همسان و برجسته میباشد كه منجر به ایجاد بافتی مركب از نور و سایه است كه در این گونه بناها، سایه به عنوان عنصری مهم در طرح نماد دخیل میباشد.
ادامه جهت خواندن کل مطلب انتخاب نمایید.... ادامه مطلب + نوشته شده توسط (بنیامین)MBA_CO در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت
9:20 قبل از ظهر |
|
|